خاطرات دفاع مقدس

خاطره ای از حسین پاینده

از عمليات والفجر مقدماتي كه در فكه صورت گرفت اينجانب حسين پاينده معروف به حسين ملات كمك آرپي چي گردان ضد زره مالك اشتر بودم كه عمليات سر مرحله صورت گرفت و گردان ما خط شكن نشد و قرعه به نام گردانهای ديگر درآمد و ما بعد از عمليات كه صورت گرفت و به اهداف از پيش تعيين شده دست پيدا نكردند بعد از سه مرحله كه عمليات صورت گرفت و هيچ دسترسي به پيروزي پيدا نكرديم بچه ها همه ناراحت بودند و گردان ما 12 روز بعد از عمليات در خط بداقتد  شديم و همه بچه ها از ناراحتي نمي توانستند چيزي به ما اطلاع دهند، ساعت 7 بعد از ظهر كه هوا تاريك مي شود  ما از ساعت 7 شب  به مقر دشت عباس رفتيم  و من يك روز پيش مرخصي گرفتم  و رفتم به دزفول و نخ و كاغذ و حصير گرفتم و آوردم به خط با اجازه ي فرمانده ام شهيد حاج ابراهيم جنابان ؛ من با شهيد باقر دوستدار كه  به كمك من آمد،‌كاغذ بادي را در ساعت 4 بعد از ظهر هوا كرديم و چون مي دانستيم كه بچه ها خسته و ناراحت بودند كاغذ بادي  به طرف دشمن روانه كرديم  به طرف عراقي ها و تا ساعت پنج و نيم بعد از ظهر كاغذ باد هوا بود و  تمام بچه هاي گردان ما  و ديگر گردان ها  را شاد كرديم و به عراقي ها فهمانديم كه خط مقدم  براي بسيجي ها عادي است و ترس در دل عراقي ها افتاده بود و تمام لشگر از اين كار من احساس خوشحالي كردند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *